تبليغاتX
Espacementalisme poem
حَجم ِ شعر - شعر ِ حَجم
مجموعه ی جدید شعر مرا ، که به تازگی در سایت عروض منتشرشده ،

می توانید از اینجا دانلود کنید؛

از غای تردید

+ نوشته شده در  Fri 16 Jan 2009ساعت 11:1  توسط maziar fallahpoor | 

janvier 11, 2009

عرض می‌کنم !


، عباس عزیز

خرخوانی وخرکاری ربطی به استعداد و هوش ندارد. این دوتای آخری هم انگار دو دنیای مختلف دارند . معذالک در کتاب قطوری که از میشل فوکو دیشب به تورق می‌خواندم برايم ثابت شد که در کاربردِ استعداد، داشتن ِ یک حداقل هوش امری ضروری ست . حضرتش، در صفحات  ۷۰۷ تا ۷۰۶ این کتاب (نام و ناشرش را نمیدهم، چیزی ازدست نمیدهی)، خمینی را " بختِ بزرگِ مردم ایران و امید آینده " این کشور میداند، از"بازگشتِ روحانیت به سیاست" کیف می‌کند،  از" ریشه کن کردن سلطنت" هم لذتی وافرمي‌برد، و "ظهورمقاومت دربرابرجهان گرائی بوسیله اسلام" را بفال نیک می‌گیرد"  
!واقعا که
عصرما انگار عصر فقرفلسفه است. متفکران و روشنفکران فرانسه فکرهای عاریه شان تغذیه از تفکرآلمان می‌کند ولي درآمریکا به حساب خود آن‌ها گذاشته مي‌شود. خوشبختانه غیر از این حرفهای سطحی که از دهان های بزرگ و بی‌دردِ خودشان صادرمیکنند. برای حرف های بی سروته هم امروز کسی دنبال دلیل نمی گردد. در اوان انقلاب هم به یک دوست روشنفکر و منتقدم که در همان روزها از همین حرف ها میزد وقتی می گفتم: آخر دلیلت چیست؟ میگفت :  عرض می کنم 
 
و "عرض می‌کنم" هميشه اقوی دلیل ِ او بود 

حالا آقای فوکو هم دراین کتابش دارد"عرض" می کند. که دوست بیچاره من هانری کوربن اگر زنده بود در جواب می‌گفت : می فرمائيد  
 اوهم که درتألیفات عظیم اش* ته وتوی اسلام را در آورده بود وخیال می‌کرد که این همان ته و توئی است که خمینی هم در آورده است ومنتظر بودکه دعوت شود، قدر بیند و در صدر نشیند، با دلی شکسته از دنیا رفت 
بعد ها تعجب کردم که این اولين هیدگرشناس بزرگِ فرانسه چطور اسلام شناس بزرگی از آب درآمد و چطور، اوهم مثل فوکو، هرگز ندانست که در مصرفِ استعداد اندکی هوش امر‌ ضروری است

        تا وقت دیگر  قربانت                          

ازجمله :اشراق سهروردي و عقل سرخ، نور علي نور، فرشته‌ي درون ما،دوره چهارجلدي"در اسلام ايراني" و..*. 

+ نوشته شده در  Wed 14 Jan 2009ساعت 21:0  توسط maziar fallahpoor | 
 

از تاریخ ۱۲/۱/۲۰۰۹ برای دادن رای خود به این آدرس مراجعه کنید؛

Of one statue 2

    

Of one statue(2)

 

+ نوشته شده در  Sun 11 Jan 2009ساعت 21:49  توسط maziar fallahpoor | 

چند روز پیش مقاله ای را در سایت شهیر بلاگ مطالعه کردم ، شوکه شدم . ناتوانی و  شکنندگی  و بی پناهی انسان امروز  قلبم را به درد آورد. پس، از سایت ایشان عیناً نقل می کنم ، اگر هم مایلید به این سایت سری بزنید ، در قسمت پیوند ها آدرس ایشان هست. همچنین نظرات کاربران آن سایت را هم نقل کردم چون به نظر من جواب های ایشان(شهیر شهید ثالث)بسیار زیبا و کامل بود.

 Shahir blog

تاريخ درج: شنبه، 6 بهمن 1386 - Saturday, January 26, 2008 نويسنده: شهیر شهیدثالث دفعات مشاهده: 10972 بار      كد: 259

دکترین شوک

صدائی لرزان از آن سوی سیم گفت: من دیگر با روزنامه نگاران صحبت نمی کنم. لحظه ای سکوت برقرار شد و دوباره گفت: چه می خواهی؟ فکر کردم تنها ٢٠ ثانیه فرصت دارم که گیل کستنر      (Gail Kastner) را به خود جلب کنم...

"من در حال نوشتن کتابی درباره شوک هستم. اینکه مردم کشورهای مختلف دنیا چگونه بر اثر جنگ، حملات تروریستی، کودتا و حوادث طبیعی به حالت شوک فرو می روند و اینکه چگونه کورپوریشن ها و آنها که قدرت سیاسی را در اختیار دارند بطور برنامه ریزی شده با کاشتن بذر ترس از بهت و پریشانی و سر در گمی مردم در آن لحظات استفاده کرده و شوک دومی را که چیزی جز تغییرات رادیکال اقتصادی و سیاسی نیست بوجود می آورند. در این میان افرادی که با موج دوم شوک، به مقابله برخیزند با شوک سومی که شامل پلیس و ارتش و زندان و بازجوئی و داغ و درفش است روبرو می شوند. من می خواهم با شما صحبت کنم زیرا که شما یکی از بارزترین نمونه هائی هستید که زیر شکنجه و شوک برنامه های سری CIA قرار داشته اید. شما از شوک الکتریکی گرفته تا انواع تکنیک های دیگری که در بازجوئی ها بکار می رود را تجربه کرده اید" ....بعد با خود فکر کردم نه، معلوم است که نمی توانم این چیزها را ابتدا به ساکن به او بگویم.

به سرعت تغییر فکر داده و به او گفتم: "من به تازگی در عراق بودم. جائی که آمریکا می خواست آن را به یک الگو تبدیل کند. جائی که آمریکا قصد داشت هویت مردم را یکسره نابود کند و جامعه ای از نو بنا کند." لحظاتی به سکوت گذشت و این بار در حالی که "گیل" لحن متفاوتی گرفته بود گفت: آنچه که شما گفتید دقیقا کاری است که CIA و ایون کامرون (Ewen Cameron) در دانشگاه مک گیل کانادا (McGill University) بر سر من آوردند. آنها سعی کردند شخصیت من را از میان ببرند و مرا دوباره از نو بسازند!

این بخش آغازین کتاب نویسنده جوان کانادائی خانم نائومی کلاین (Naomi Klein) است که در ماه سپتامبر ۲۰۰۷ راهی کتابفروشی های آمریکا شد و به سرعت در رده پرفروشترین کتاب ها قرار گرفت. دکترین شوک (The Shock Doctrine) نه تنها پرده از یکی از پیچیده ترین برنامه های اقتصادی و سیاسی به منظور حاکمیت کورپوریشن ها در آمریکا برمی دارد بلکه خواننده را نیز در میان موجی از شگفتی و شوک غرق می کند. (نوار مصاحبه یک دقیقه ای کلاین را اینجا ببینید)

"گیل" ۶٣ بار در ناحیه مغز مورد شوک الکتریکی قرار گرفت در حالیکه بدن او بر روی تخت معاینه بنحوی وحشیانه به بالا و پائین پرتاب می شد. حاصل آن تکان ها شکستگی های استخوان، دهان و لبهای خونین و دندان های شکسته و خرد شده بود. در مغز "گیل" بخشی از زندگی وی بکلی محو و پاک شده است. حافظه وی بنحو عجیبی دستکاری شده است. گاه که می خواهد از واقعه ای یاد کند ممکن است ١۵ یا ٢٠ سال اشتباه کند. وقتی می خواهد تاریخ برخی حوادث را ذکر کند می گوید در سال ١٩۶٨ ... بعد کمی مکث می کند و می گوید، نه نه ببخشید ١٩٨٣...

"گیل" سالهای طولانی نمی دانست چرا وقایع قبل از ٢٠ سالگی خود را به هیچ وجه بیاد نمی آورد. تا آنکه در سال ١٩٩٢ درحالیکه روزی با همسرش مشغول قدم زدن در خیابان است چشمش به روزنامه ای در کیوسک روزنامه فروشی می افتد. "به قربانیان شستشوی مغزی خسارت داده می شود". تیتر درشت روزنامه وی را میخکوب می کند. کلماتی که در زیر تیتر اصلی به چشم می خورند به نظرش آشنا می رسد. به شوهرش می گوید "جاکوب این روزنامه را بخر". به سرعت خود را به نزدیک ترین کافی شاپ می رسانند و در آنجاست که وی درمی یابد که چگونه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا CIA در دهه ١٩۵٠ یک پژوهش عجیب علمی را در دانشگاه مک گیل کانادا تامین مالی می کرده است.

هفته ها بیمارانی که به امید مداوا به دانشگاه مراجعه می کردند در انزوا نگاه داشته می شدند. شوک های الکتریکی به دفعات در عرض روز به آنان وارد می شد و معجونی از داروهای توهم زا از قبیل LSD و PCP به آنان خورانده می شد. مسئول پروژه مزبور دکتر ایون کامرون (Ewen Cameron) بود که نهایتا در اواخر دهه هفتاد اعتراف می کند که دولت کانادا نیز در فایننس پروژه مزبور با CIA همکاری می کرده است. بیماران روانی به منظور فرو نشاندن عطش CIA برای یک تحقیق علمی به منظور "کنترل مغز انسان" مورد استفاده تیم روان پزشکی انستیتوی آلن (McGill University’s Allan Memorial Institute) دانشگاه مک گیل کانادا قرار می گرفتند.

دکتر کامرون اعتقاد راسخ داشت که با وارد کردن شوک می توان ذهن فرد را چون لوحی سفید پاک و آماده تغییرات بزرگ کرد. او معتقد بود که با وارد کردن شوک های پی در پی به مغز انسان می توان ساخت فعلی شخص را در هم شکسته و سپس با پاک نمودن ذهن او شخصیت وی را دوباره سازی کرد.

"گیل" با مطالعه مقاله تکان دهنده روزنامه آن روز رو به شوهرش کرد و با حیرت گفت:"جاکوب، علت اینکه وقایع قبل از ٢٠ سالگی بکلی از ذهن من پاک شده همین است"!

داستان از اوائل دهه ١٩۵٠ آغاز می گردد. زمانی که کامرون با عقاید فروید در خصوص گفتار درمانی به مخالفت برخاست و معتقد بود صحبت بر سر درمان بیماران روانی نیست. باید نقش پاتولوژیکی گذشته آنها در هم شکسته شده (Break up old Pathological Pattern) و از آنان دفتری پاک و بدون نوشته پدید آورد. از اینجا به بعد است که می توان هر آنچه که دلخواه شماست بر روی صفحات سفید آن دفتر بنویسید. اینگونه شد که بیماران روانی نگون بخت درمانگاه دانشگاه مک گیل موضوع پروژه کامرون برای کنترل ذهن شدند. برنامه ای که CIA آنرا تامین مالی می نمود.

گزارش هائی که از آن زمان موجود است نشان می دهد که بعد از عملیات جنون آمیز شوک های الکتریکی پی در پی و داروهای توهم زا با میزان مصرف فوق العاده بالا و قرصهای خواب آوری که گاه ٢٢ ساعت در روز فرد را به خواب می بردند، رفتار افراد به نحو عجیبی تغییر کرده و تحول "بازگشت" (Regression) به دوران کودکی در آنها به وقوع می پیوست. دکترها در یادداشتهای انستیتوی آلن می نویسند افراد پس از مدتی شروع به مکیدن شصت خود می کردند، خود را جمع می کردند و شکل و حالت جنین را بخود می گرفتند، به تنهائی قادر به خوردن غذا نبودند و باید با قاشق به آنها غذا می دادند و بالاخره گریه می کردند و مادران خود را صدا می زدند. گزارشها نشان می دهد که با افزایش dose شوک های الکتریکی افراد قدرت تکلم و راه رفتن را نیز حتی از دست می دادند.

مدارک بعدی نشان داد که در پروژه ای که توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا فایننس می شد ٨٠ انستیتوی علمی شامل ۴۴ دانشگاه و ١٢ بیمارستان (بقیه موسسات علمی و تحقیقاتی) شرکت داشتند.

روشهای کامرون در دهه هفتاد و هشتاد به طور گسترده توسط مامورین CIA در کشورهای آمریکای لاتین در مواجهه با مخالفین حکومت های دیکتاتوری و دست نشانده آمریکا بکار گرفته می شد. در سال ١٩٨٨ نیویورک تایمز در یک گزارش جنجالی اعلام کرد که سر بازجوی کشور "هندوراس" فلورنسیو کابالرو (Florencio Caballero) و ٢۴ تن از زیردستان او در تگزاس نزد CIA شیوه های کامرون را فرا گرفته اند. آنها به حالت جنون زندانی های مخالف را الکترو شوک می دادند، حیوانات مرده به جای غذا به آنها می دادند، اجازه خواب به آنها نمی دادند و آنها را عریان در سلول های تنگ و تاریکی که پر از موش و سوسک بود نگاه می داشتند. همان وسائل کامرون برای جلوگیری از دیدن نور، شنیدن صدا و عدم امکان لمس اشیاء در مورد آنان نیز بکار برده می شد. روز و شب در هم فرو می رفتند و دیگر قابل تشخیص نبودند.

داستانهای دهشتناکی که دختر ٢۴ ساله اینس موریلو (Ines Murillo) در اختیار نیویورک تایمز قرار داد مو بر اندام انسان راست می کند. او در جائی می گوید "آنقدر شوک های برقی را ادامه می دادند که من بوی سوختن پوست و گوشت خود را نیز استشمام می کردم". موریلو می گوید در تمام این مدت یک آمریکائی سئوالات را به انگلیسی از بازجوها می کرد و بازجوها آنها را برای وی ترجمه می کردند. بازجوها وی را با نام آقای مایک صدا می کردند.

پس از آنکه نشریه بالتیمورسان در دهه ٩٠ با استفاده از قانون آزادی اطلاعات (Freedom of Information Act) اقدام به دستیابی به اطلاعات کامل آن دوران سیاه در آمریکای لاتین کرد به دفترچه راهنمائی که CIA برای بازجویان تهیه دیده بود دسترسی پیدا نمود. دفترچه موسوم به عملیات کوبارک(Kubark) پرده از رازهای بزرگی برداشت. بکار گیری روشهای کامرون و شکنجه های مخوف برای در هم شکستن زنان و مردانی که به خود جرات مخالفت با سیاست های آمریکا را داده بودند با ذکر جزئیات به عنوان دستورالعمل دفتر ١٢٨ لرزه بر اندام خواننده می اندازد.

تز کامرون اما در قلمرو عجیب دیگری نیز کاربرد پیدا کرده است. معماران اقتصاد نئولیبرال آمریکا درست پای خود را جای پای کامرون می گذارند و رهبری این جریان را کسی جز اقتصاددان پرآوازه آمریکائی میلتون فریدمن (Milton Friedman) در دست نداشت. فریدمن با قد ١۵۴ سانتی متر و با انرژی بی پایانی که در وجودش نهفته بود آمریکا را به عصر جدیدی رهنمون شد.

به مدت سه دهه فریدمن و پیروان پرقدرت او استراتژی شوک درمانی (Shock Therapy) را در اقتصاد جهان سامان دادند. با بروز هر شوک درحالیکه هنوز مردم در حالت بهت بسر می برند سیل خصوصی سازی و فروش اموال دولتی به بخش خصوصی و یا انتقال فعالیت های دولت به بخش خصوصی به سرعت برق و باد شکل می گرفت.

فریدمن در یکی از برجسته ترین نوشته هایش کپیتالیزم و آزادی (Capitalism and Freedom) به طور روشنی به این موضوع می پردازد. او می نویسد:"تنها با بروز یک بحران، چه بحران بطور واقعی باشد و چه این گونه بنظر برسد، (یعنی بنظر برسد که بحران است اما در واقع بحرانی در کار نباشد) می توان تغییرات واقعی را بوجود آورد. بنظر من وظیفه اصلی ما این است که آلترناتیوهایی را فراهم آوریم، آنها را زنده نگهداریم تا آنکه آنچه که به لحاظ سیاسی در ابتدا غیرممکن بنظر می رسد نهایتا به یک راه حل اجتناب ناپذیر بدل گردد." (در مقاله پنجره اورتون به این نقل قول فریدمن اشاره کردیم).

این استاد دانشگاه شیکاگو معتقد بود که در صورت بروز بحران باید بلافاصله و سریع عمل کرد قبل از آنکه مردم به خود بیایند. او معتقد بود هر دولتی که بر سر کار می آید بین ۶ تا ٩ ماه فرصت دارد که تغییرات اساسی مورد نظر خود را پیاده کند و همه را نیز باید یکجا و ضربتی پیاده کند، قبل از اینکه مردم به خود بیایند.

فریدمن در دهه هفتاد مشاور اصلی یکی از بدنام ترین دیکتاتورهای جهان یعنی ژنرال آگوستو پینوشه بود. با وقوع کودتای خونین توسط پینوشه و کشته شدن سالوادور آلنده رهبر محبوب و کاریزماتیک شیلی و بدنبال آن مرگ هزاران متفکر و نویسنده و هنرمند، پیشنهاد فریدمن به پینوشه آن بود که وقت عمل فرا رسیده. امواج انقلاب مکتب شیکاگو (Chicago School) که فریدمن بنیان گذار آن بود شیلی را در بر گرفت. همه چیز دولت به بخش خصوصی منتقل شد و دولت تبدیل گردید به نماینده کورپوریشن ها و مسئول دفاع از حقوق آنان در برابر هر کسی که در شیلی فریاد اعتراض خود را علیه نابرابری، ظلم و اجحاف بلند می کرد. از آن تاریخ به بعد "شوک درمانی" در اقتصاد بازار آزاد متد انتخاب شده برای برپا کردن تغییرات بنیادین در وضعیت اقتصادی در جهت تامین منافع کورپوریشن های بزرگ شده است.

جنبش میلتون فریدمن شدیدا به وقوع حوادث طبیعی، جنگ، کودتا، عملیات تروریستی و هر شوک بزرگ دیگری در جامعه وابسته است.

برخی تصور می کنند که آنچه که در آرژانتین در زمان حکومت سیاه ژنرال ها در دهه هفتاد با کشتار ده ها هزار جوان و نوجوان آزادیخواه در آرژانتین رخ داد صرفا ناشی از قساوت و بیرحمی و اعمال سادیستی گروهی ژنرال دیوانه بوده است. حال آنکه آنچه که در آرژانتین گذشت شوک و زلزله ای بود که امکان رفرم های اقتصادی "مدرسه شیکاگو" را فراهم نمود. رفرم هائی که سالها بعد و در آستانه قرن بیست و یکم به فروپاشی جامعه گرسنه آرژانتین انجامید (به مقاله گلوبالیزیشن مراجعه شود)

فریدمن خود را یک لیبرال می نامید اما در واقع او و پیروانش نئولیبرالهائی هستند که دست کنسرواتیوها و محافظه کاران را از پشت بسته اند. از اواسط دهه ٩٠ پرقدرت ترین فکرانباره های محافظه کار که به حکومت امروز آمریکا خط می دهند با تبعیت از افکار فریدمن خود را یک جریان سیاسی- اقتصادی جدید نامیدند که امروزه به نام نئوکنسرواتیوها شهرت یافته اند. بنیاد هریتج (Heritage Foundation)، انستیتوی کیتو (Cato Institute) و انستیتوی آمریکن اینترپرایز (American Enterprise Institute) رهبران فکری این جنبش بودند.

فریدمن خود را مبلّغ اقتصاد بازار آزاد می دانست و چنین وانمود می کرد که هدفش خارج کردن کامل دولت و جایگزین کردن بخش خصوصی در فعالیت های اقتصادی است. این اما ظاهر قضیه بود. در بطن این حرکت چیزی جز حاکم نمودن کورپوریشن ها بر اقتصاد و سیاست و مقدرات مردم جهان نهفته نبود. در سی سال گذشته در هر کشوری که سیاست های مکتب شیکاگو پیاده شده است چیزی که ظهوری چشمگیر یافته یک طبقه حاکم پر قدرت در کشور های مزبور است که ارتباط بسیار قوی و تنگاتنگی "با تعدادی معدود" از کورپوریشن ها دارد.

سیستم بازار فریدمنی، یعنی اتصال اقتصاد داخل به سرمایه داری جهانی. به عبارت دیگر اقتصاد دهان پرکن نئولیبرالی یعنی واگذاری یک کشور به نام اقتصاد آزاد به سیستم کورپوریت جهانی. آنها که امروز در ایران دم از خصوصی سازی نفت می زنند به خوبی واقفند که در درون یک سیستم اقتصاد فریدمنی هیچ کس یارای مقابله با کمپانی های بزرگ نفتی را ندارد. به این ترتیب فروش صنعت نفت در یک سیستم اقتصاد نئولیبرال نهایتا چیزی جز واگذاری کشور به کورپوریشن های نفتی نیست.

جنگ، انقلاب، شورش، حملات تروریستی و نامهری های بزرگ طبیعی همه فرصتهای طلائی را برای هواداران مکتب شیکاگو فراهم می آورند.

نائومی کلاین در "دکترین شوک" یکی از دروغهای بزرگ سیستم نئولیبرال را به چالش می گیرد و آن اینکه دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد دست در دست یکدیگر حرکت می کنند. او با نشان دادن نمونه بعد از نمونه در یک تحقیق شگفت انگیز ۵٠٠ صفحه ای نشان می دهد که چگونه حامیان اقتصاد بازار آزاد از اعمال هیچ گونه خشونت و شکنجه و ارعاب ابائی نداشته و از نقشه های مخفیانه برای ایجاد شوک و وحشت در مردم برای توسعه اقتصاد بازار سود برده و می برند.

نائومی کلاین با اقتصاد بازار بطور کلی مخالف نیست بلکه نظامی که در آن بخش خصوصی حدود خود را بشناسد و در کنار آن سیستم بهداشت و درمان و سیستم آموزش عمومی باشد و نیز کنترل منابع طبیعی در دست نمایندگان واقعی مردم باشد، از نظر او قابل قبول است. سیستمی که بخش خصوصی را وادار به پرداخت دستمزدهای عادلانه کند و مالیات به عنوان اهرمی برای توزیع عادلانه ثروت در جامعه بکار رود.


 

 


 


 


    نظرات کاربران:
  • داوود:
    10/5/2008 - 4:15:00 PM
    سلام با تشکر از وب سایت بسایر خوبتون. میدونید که این کتاب the shock doctorine به فارسی ترجمه شده یا نه؟
     
    سلام بر داوود عزیز و ممنون از توجهت. متاسفانه من خبری از اینکه این کتاب به فارسی ترجمه شده باشد ندارم. شهیر

  • روح الله :
    8/9/2008 - 1:56:00 PM
    آقا شهير دست مريزاد. براي تبليغ بيشتر سايت تان تدبير كنيد. جوانان آرمانخواه ولي خام اين مملكت به اين كارها نياز مبرم دارند.
     
    از لطفت یک دنیا تشکر روح الله عزیز. نمی دانم برای تبلیغ با دست بسته چکار می توانم بکنم. شما راهی سراغ دارید؟ موفق و شاد باشی

  • رکسانا:
    7/4/2008 - 6:45:00 AM
    The Shock Doctrine با توجه به همین بازگویی کوتاهی که اینجا ازش آوردین بیانگر کابوس ترسناکیه که توی بیداری اتفاق میفته. کار نائومی کلاین من رو یاد اثر ادبی کلاسیکی انداخت از Ken Kessy به نام One flew over the cuckoo's nest که بعد ها فیلمی هم با بازی جک نیکلسون ازش ساحته شد و توی ایران به اسم "دیوانه از قفس پرید" برگردونده شد: هم دردی عمیقی که برای به اصطلاح بیماران بیمارستان روانی ساختگی اون داستان که تحت کنترل بی چون و چرای "پرستار بزرگ" (The big nurs) هستند احساس می کنیم، در کار کلاین به همدردی نزدیکتر و جدی تری تبدیل میشه برای آدم هایی از گوشت و پوست که توی دنیای واقعی زندگی می کنن! کابوس بیداری. این قسمت از متن رمان Ken Kessy رو نگاه کنید که از زبون یکی از اون بیمارانه... چقدر تسلط پرستار بزرگ شبیه چپاول جهانی امریکایی و وضعیت بیمارهای بیمارستان روانی شبیه کشورهای تسلیم اون سیاست ها تصویر شدن: All of us in here are rabbits of varying ages and degrees; hippiy-hopping through our Walt Disney world. Oh, don't misunderstand me, we're not here because we're rabbits, we're all here because we can't adjust to our rabbithood. We need a good strong wolf like the big nurse to teach us our place. و این داستان گرگ و خرگوش ادامه داره: در واقعیت!
     
    زیباترین فیلمی بوده که من دیده ام. شهیر

  • ناصر :
    6/29/2008 - 9:15:00 AM
    سلام من فکر کنم این نظریه شوک می تواند به اقتصاد های دچار بحران در حال توسعه که گریبانگیر اقتصاد دولتی هستند کمک فراوانی کند با ایجاد یک شوک مصنوعی دست دولت را از اقتصاد کوتاه کرد و یک رفورم اقتصادی انجام داد البته انتقاد های این نظریه بر اقتصاد سرمایه داری بر استفاده از خشونت درست اما من اشکالی به استفاده از فرصت در حین شوک های طبیعی برای رفورم اقتصادی نمی بینم جز هوشمندی یک سیاستمدار البته حرف های من با این پیش فرض بنا شده که اقتصاد سرمایه داری و آزادی اقتصادی و استفاده از مکانیزم های اقتصادی به توسعه اقتصادی کمک می کند
     
    ناصر عزیز سلام. بنظر من شما یک پیش فرض دیگر هم در اینجا کرده اید و آن این که نهایتا توسعه اقتصادی انسانها را در نظام بازار آزاد به خوشبختی می رساند و از این روست که اشکالی در استفاده از شوک های وارد شده به جامعه نمی بینید. درست می گویم؟ اولا توجه داشته باشید که دکترین شوک تنها از شوک های طبیعی صحبت نمی کند بلکه کودتا، کشتار و قتلتهائی که بخصوص در آمریکای لاتین صورت گرفته هم توسط طرفداران مکتب شیکاگو برنامه ریزی شده و هم بعد از وقوع شوک توسط آنان مورد استفاده قرار گرفته است. در ثانی خواهش من اینست که حتما این
    مقاله  و این مقاله را که در همین سایت منتشر شده مطالعه بفرمائید. شهیر

  • پرویز:
    6/23/2008 - 12:24:00 PM
    سلام از طریق لینک در سایت دوستان لوموند دیپلماتیک این مقالهرا خواندم. بسیار مقاله خوبی است. دیدگاه خانم کلاین بسیار جالب، خواندنی و تکان دهنده است. از شما به سهم خودم ممنونم.
     
    مرسی پرویز جان محبت کردی. باعث افتخار است که بچه هائی که لوموند می خوانند به سایت من بیایند. شهیر

  • farzad:
    5/20/2008 - 3:06:00 PM
    من می خواستم آدرس سایت شما را برای دوستان بفرستم و لی نتوانستم. مرا راهنمایی کنید.
     
    فرزاد جان اگر می خواهید همین مقاله را بفرستید کافی است در انتهای مقاله برروی "ارسال به دوستان" کلیک کنید. بعد ایمیل خودتان و دوستتان را وارد کنید و بعد روی "ارسال شود" کلیک کنید. اما اگر بخواهید پیامی هم برای دوستتان بفرستید که مثلا این سایت را مطالعه کن و غیره متاسفانه از این طریق نمی شود. من به سرعت این نقص را برطرف می کنم. به این سایت خوش آمدی فرزاد جان. شهیر

  • حسین:
    3/2/2008 - 9:25:00 PM
    سلام آقا شهیر در یک وبلاگ دکترین شوک خانم نائومی کلاین را در یک عبارت خلاصه کرده بود که حیفم اومد برای ایجاد مزاحمت هم که شده براتون نگم آن عبارت خلاصه این بود :"بهترین زمان برای خالی کردن جیب افراد وقتی هست که اونها در اثر تصادف بی هوش روی زمین افتاده باشند "(حالا میشه این تصادف با برنامه ریزی قبلی هم باشه -این یکی از خودم بود)یک فیلم 5 دقیقه ای کار خود خانم کلاین هم بود که فکر میکنم خودتون قبلا دیدید.راستی چقدر خوب و روشنگرانه به کامنت آقای صادق الحسینی جواب دادید ممنون
     
     کلاین قشنگ گفته حسین جان. خیلی با هوشه.  بیش از این که با سواده با هوشه. قدرت تجزیه تحلیل حیرت انگیزی داره. در مورد جواب به آقای الحسینی ایشان نظر دیگری داشتند. در یک کامنت بعدی که من اون رو حذف کردم نوشته بودند من نمی فهمم چرا پوپولیستی برخورد می کنید. خدا بگم اون کسی که این واژه رو در ایران انداخت سر زبان ها و از اون به عنوان فحش استفاده کرد چکار کنه. شهیر

  • علی:
    2/20/2008 - 3:45:00 PM
    اقای شهیر سلام از درج مقاله ارزشمندی که مکتوب نموده اید و اطلاعات خوبی در ان بود تشکر می کنم. موفق باشید.
     
    من هم از شما که زحمت خواندن این مقاله طولانی را بر خود هموار کردید سپاسگزارم.خواهش می کنم از نظرات خود ما را بهره مند کنید. شهیر

  • امیر:
    2/18/2008 - 5:59:00 AM
    شهیر عزیز این مقاله خیلی تکان دهنده بود، واقعا ممنون از مقاله های قوی که تو سایت میذاری. من تازه امروز برای اولین بار این سایت رو دیدم و حدود ده تا از مقاله هاشو خوندم، باید بگم سایت به این پرباری به زبان فارسی تا حالا ندیدم. خیلی خیلی ممنون
     
    خوشحالم امیر جان که ما رو پیدا کردی. از این همه اظهار محبت هم ممنونم. خواهش می کنم به دوستانت در مورد این سایت بگو. در ضمن اینجا رو خانه خودت بدون هر چقدر فعال تر باشی به غنای این سایت افزوده میشه. شهیر

  • صادق الحسینی:
    2/14/2008 - 7:37:00 PM
    آقای شهدثالث؛ بنده چندی است که وب شما را میخوانم و چیزهایی هم از آن آموخته ام. امااینکه بدین گونه و بدون دانستن شرایط و اتفاقاتی که افتاده است، همینطور بیاییم و این ادعاهای گنده وبی مبنا را حتی از دهان شخصی چون نومای کلین بکنیم به نظرم، بسیار نادرست است. هرچند اصلا در ایران نادر نیست. مثلا در مورد شیلی بگویم که اولا اگر تاریخ را خوب خوانده باشید می دانید که پینوشه با دیکتاتوری روی کار نیامد! بلکه طبق قانون اساسی شیلی ارتش حق داشت اگر اصول قانون اساسی نقض شود با دستور پارلمان، حاکمیت را در دست بگیرد و همین روند دقیقا در شیلی افتاد و ... از سوی دیگر فراتر از این؛ شیلی در دوران پینوشه، رشدی عجیب و بسیار خوب به لحاظ اقتصادی داشت و اکنون هم این رشد ادامه پیدا کرده است و شیلی را به یک کشور نمونه در آمریکای لاتین تبدیل کرده است. واقعا مایه تاسف است که این قدر یکجانبه و ایدئولوژیک به مسئله پرداخته اید. فریدمن در آخرین مصاحبه اش می گوید من به شیلی رفتم تا پینوشه را قانع کنم که اقتصاد باید آزاد باشد و مردم را قانع کنم که اقتصاد آزاد، آزادیهای سیاسی را هم برای شما به ارمغان خواهد آورد(که آورد) اما در مورد پینوشه موفق بودم ولی در دانشگاه شیلی مرا هو کردند! در مورد آرژانتین نیز بگویم که آرژانتین دچار یک سندرم اقتصادی شد که در اقتصاد بسیار معروف است و آن دام هزینه های دولت است. هیچکس نه صندوق بین المللی پول ونه اقتصاددانان لیبرال به آرژانتینی ها نگفتند که این کار را بکند بلکه برخی از اقتصاددانان لیبرال در همان زمان به دولت آرژانتین هشدار دادند. و برعکس آنچه گفته می شود آرژانتین را خصوصی سازی بیچاره نکرد بلکه کسری بودجه وحشتناک دولت نابود کرد. لطفا سعی کنید اگر می خواهید در مورد اقتصاد صحبت کنید، کمی تعلل و تعممق بفرمایید تا وبسایت به نظر من خوبتان، سطحی و دچار ایرادات فراوان نشود. موفق باشید.
     
     
    دوست عزیز من ، بمباران کاخ ریاست جمهوری و حمله تانک ها را به مقر ریاست جمهوری منتخب مردم و کشتارهزاران متفکر و نویسنده و هنرمند از جمله ویکتور خارا که دست های او را از مچ شکسنتد و بعد در برابر هزاران چشم گریان در استادیوم فوتبال سانتیاگو، ژنرال های پینوشه گیتار او را به سمتش پرتاب کردند و با عربده و قهقهه به او گفتند گیتار بزند طبق قانون اساسی بود؟ آیا شما می دانید که طرفداران شیکاگو از 10 سال قبل از کودتا در شیلی فعال شده بودند؟ فکر کردید آقای فریدمن بعد از کودتا با سلام و صلوات رفتند آنجا که به پینوشه یاد دهد چگونه کشور را اداره  کند؟ 85 درصد از رشد اقتصادی در زمان پینوشه نصیب 20 در صد جامعه شد و 15 در صد بقیه، به 80 درصد مردم تعلق گرفت. بدهی خارجی شیلی زمان پینوشه 300 درصد اضافه شد که هنوز مردم شیلی گرفتار اعمال او هستند. اگر هم رشدی بود (که تازه از آن مردم هم نبود) به چه بهائی تمام شد آن همه ظلم و فساد و کشتار و شکنجه و جوخه های اعدام؟ اسناد Declassify شده کودتا را که خود دولت آمریکا منتشر کرده (مانند اسناد کودتای ایران) و از تماس لحظه به لحظه کاخ سفید و شخص کیسینجر با رئیس سی آی ا در شیلی پرده بر می دارد دیده اید؟ این ها همه لابد از نظر شما طبق قانون اساسی بوده. نائومی کلاین یک کار تحقیقی عظیم کرده و در این کتاب 500 صفحه ای 100 صفحه آن با سند و مدرک راجع به فجایعی است که پینوشه و فریدمن در شیلی ببار آوردند. شما از چه سخن می گوئید دوست من؟  من در آمریکای لاتین زندگی کرده ام و اگر شما سخن آنرا شنیده اید من به چشم خودم بخصوص در شیلی دیده ام که فقر و طبقه محروم چه دست و پائی برای یک لقمه نان می زنند.
    برای مطالعه اسناد کودتا از کتابخانه دانشگاه جورج واشتکتن
    اینجا را مطالعه کنید.
    برای دیدن دهها فیلم کودتا به
    اینجا مراجعه کنید.
    برای شنیدن آخرین آهنگ ویکتور خارا و ویدئوی کودتا 
    اینجا را ببینید
    در مورد آرژانتین هم لطفا این مقاله را
    اینجا از یکی از اقتصاددان های بزرگ دنیا بخوانید
     Weisbrot, PhD., is an economist and co-director of the
    Center for Economic & Policy Research 
     این
    مقاله را هم از پال کروگمن در نیویورک تایمز بخوانید. شاید بد نباشد در باره کروگمن یک تحقیقی بکنید.
    اگر هنوز هم احتیاج دارید بیشتر در مورد نقش IMF در آرژانتین بدانید با نظر برنده نوبل اقتصاد سال 2001 و معاون سابق بانک جهانی آشنایتان کنم.
    جوزف استیگلیتز
    با تشکر از توجهی که به سایت این حقیر دارید و با آرزوی روز هائی زیبا برای آن دوست عزیز. شهیر

  • بهزاد ع:
    2/1/2008 - 1:45:00 PM
    هر موقه اين مقاله رو مي خونم شوكه مي شم.براي همه ي دوستانم فرستادم.
     
    ممنون بهزاد جان. شهیر

  • SAeiD.A:
    1/29/2008 - 10:44:00 PM
    گاهي اوقات بقدري از آمريكا تعريف و تمجيد ميشه كه امكان نداره كسي باور كنه در آمريكا هم به كسي ظلم ميشه . از نگاه سياه و سفيد خسته شديم شهير جان ممنون كه غير مغرضانه و بيطرف مينويسي. من طرفدار پر و پا قرص سايت شما هستم.
     
    سعید جان لطف کردی فقط خواهش می کنم کامنت ها رو ادامه بده. همه به تصحیح همدیگر کمک می کنیم. شهیر

  • رامين:
    1/29/2008 - 11:54:00 AM
    شهيرجان. ممکن خواهش کنم که مصداق اين مقالات را در ايران هم بما نشان بدی. به نظر من اين هم به درک موضوع کمک ميکنه و هم موجب ميشه که هوشياری ملت بيشتر باشه. من تو سلسله مفالاتی که تو مي نويسی هميشه دنبال مصداق سياسی داخلی هستم تا بدونم که چطور ميشه جلوی بعضی از فجايعی را که آلان در مملکت ميگذره رو گرفت. با تشکر
     
    رامین عزیز، این مقاله با اینکه دوبار خلاصه شد باز هم طولانی از آب در اومد. با این همه ،چشم، سعی می کنم بین مقالات دیگه اگر موردی بود مطرح کنم.شهیر

  • رضا:
    1/28/2008 - 10:42:00 PM
    شهیر عزیز سلام من ازمدتی قبل از طریق سایت انتخاب با مقالات خوب شماآشنا شدم وسوال از شما این است درکشور دیگر همه از این دکترین شوک برروی انسانهای صورت گرفته یا نه لطفا چون موضوع خیلی مهمی است بهتر مقالات بیشتر ی در این مورد ارائه دهید باتشکر زحمات شما دوست عریز
     
    رضا جان بیشتر در این زمینه خواهم نوشت. این دکترین در شیلی جهنمی بپا کرد. شهیر

  • Amir:
    1/28/2008 - 5:37:00 PM
    راستی تو ایران این دکترین به شک و بهت بیشتر مشهوره
     
    امیر عزیز اون دکترین  Shock and Awe است که رامسفلد مبتکر آن بود و البته با نظر کلاین در ارتباط است. شهیر

  • Amir:
    1/28/2008 - 5:33:00 PM
    تشکر خیلی خوب و مفید بود
     
    مرسی امیر جان. شهیر

  • امیر حسین:
    1/28/2008 - 1:38:00 PM
    شهیر عزیز این مقاله حتی در بین کار های خودت یک جایگاه دیگه داره. من هم با امین موافقم ولی چه میشه کرد. تازه انتظار طبیعی این است که آنها که به این سایت می ایند با دیگران متفاوت باشند. من کلاهم را به احترام دوست خوبم شهیر بر می دارم.
     
    من هم امیر حسین عزیز متقابلا از این همه محبت ممنونم. شهیر

  • امین:
    1/28/2008 - 1:23:00 PM
    این سومین باری است که من این مقاله را می خوانم. تکان دهنده و شوک آور است. شهیر عزیز کمبود بزرگی را شما در فضای اینترنت ما پر کردی. من در عجبم که این همه دوستانی که این مقاله را خوانده اند هیچ کدام حاضر نشده اند حتی دو کلمه بنویسند. چرا بعضی از ما انقدر کم لطفیم.
     
    امین عزیز از اینکه یاد من کردی ممنون. نمی دونم چی بگم. شهیر

  • عرفان:
    1/28/2008 - 1:15:00 PM
    من به طور اتفاقی به این سایت کشیده شدم. این نوشته زیباترین کاری است که من تا بحال در سایت های اینترنتی دیده ام.
     
    ممنون عرفان جان. کار اصلی را خانم کلاین کرده.باز هم به ما سر بزن. شهیر

 

+ نوشته شده در  Tue 6 Jan 2009ساعت 8:1  توسط maziar fallahpoor | 

janvier 2, 2009

مرگ آئينه



و مرگ
شکل ِطناب بود، منتظرِ مرگ
و روی راه، منتظرِ مرگ
با مرگ ِ منتظر می رفت

وقتی طناب آینه اش را دید
و مرگ ، مرگ را شناخت
سرباز، محکوم را زلالی دید
و در زلالِ آینه اندیشه کرد :
من جیوه ام .

 

                 از کتاب "درجستجوي آن لغت تنها" ، انتشارات کاروان، دردست انتشار      
 

+ نوشته شده در  Sun 4 Jan 2009ساعت 9:8  توسط maziar fallahpoor | 
New Poetry by Iranians Around the World
By Niloufar Talebi
 
 
+ نوشته شده در  Thu 1 Jan 2009ساعت 23:21  توسط maziar fallahpoor | 
از تاریخ ۲۹/۱۲/۲۰۰۸ به این آدرس برای ثبت رای خود بروید؛

Of one statue 1

+ نوشته شده در  Thu 25 Dec 2008ساعت 0:21  توسط maziar fallahpoor | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
11/22/2009 - 12/21/2009
8/23/2009 - 9/22/2009
7/23/2009 - 8/22/2009
4/21/2009 - 5/21/2009
3/21/2009 - 4/20/2009
2/19/2009 - 3/20/2009
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
11/22/2007 - 12/21/2007
10/23/2007 - 11/21/2007
9/23/2007 - 10/22/2007
8/23/2007 - 9/22/2007
7/23/2007 - 8/22/2007
آرشیو موضوعی
دفتر های شعر ِ منتشر شده ی مازیار فلاح پور
برگردان اشعار
یک نقش رای در رای به نقش!
حیاتی به حیاتی دیگر ...
پیوندها
پروفایل مازیار فلاح پور در سایت ساعتچی
یدا... رویایی
وازنا مجله ی الکترونیکی شعر
poemhunter
Art news
گالری ساعتچی لندن
Silk Road
کتابنامه
Artbreak-Maziar
Awayward
persianebooks
جنبش آينده نگري ايران(سام قندچي)
سمفونی تاریک
محمد قائدی
ART & ARTIST LINKS(THE SAATCHİ GALLERY)
****
CHANNEL 4'S BIG 4 COMPETITION FOR ALL SAATCHI ONLINE ARTISTS WHO GRADUATED
عروض
بیژن الهی
بهرام اردبیلی
شارل حسین زنده رودی
سایت رسمی شاپور جورکش
شهیر بلاگ(وب سایت شهیر شهید ثالث)
اکسیر
عباس معروفی (حضور خلوت انس)
تمرین نویسندگی
خورنق
PERPLEXITIST (حیرتمند - شرح هنر دیداری - مازیار فلاح پور)
پرزاله تاپ
سعید شنبه زاده (موزیسین)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">